سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا


:: پایگاه‌های منتخب ::

:: لینکستان::



91/10/21 11:28 ص

چند روز قبل یکی از جانبازهای اعصاب و روان فامیل،  بعد از دردهاو سختی هایی که تو زندگی کشیده بود، قرار بود برای پسرش جشن عروسی بگیره. به دلیل مشکلات مالی مجبور شد برای گرفتن وام به بنیاد شهید مراجعه کنه.
بعد از کلی دوندگی به اتاق مسئول مربوطه رفته بود تا با درخواست وامش موافقت کنن.
 مسئول بنیاد بهش گفته بوده: چی می خوای؟
جانباز:فرمش رو پر کردم رو میزتونه.برای وام درخواست دادم.
مسئول :به چه مناسبت؟
جانباز: به مناسبت بی پولی و از کار افتادگی. این حق همه ی جانبازای جنگه  که بنیاد بهشون رسیدگی کنه و وام بده.
مسئول:کی بهت گفته بری جنگ؟
جانباز:اولا یه وظیفه ی شرعی بود دوما ما به دستور حضرت امام رفتیم.
مسئول:خب الان منم یه ادرس برات می نویسم برو اونجا وام بگیر.
جانباز:آقا خدا خیرتون بده حالا کجا هست؟
مسئول بنیاد  برگه رو دست این بنده خدا میده ...... که توش اینطور نوشته شده بوده: بهشت زهرا- مرقد امام خمینی
وقتی جانباز این آدرس رو می بینه حالش خیلی بد میشه و همه ی شیشه های سالن رو میشکنه. بعد هم اون رو راهیه بیمارستان می کنن اما هیچکس ازش نمی پرسه  چرا حالت بد شد به خاطر اینکه فکر می کردن برای یه جانباز موجی طبیعیه !
ای کاش درد این شهدای زنده فقط درد نخاع و تنگیه نفس و حرکت ترکشهای جا مونده ی توی بدنشون بود..... ای کاش دردشون فقط بی خوابی و بی حوصلگی بود...........!
که درد همه ی اینا با خوردن روزی بیست و پنج تا قرص آرامبخش تا حدودی آروم میشه
 اما امان از فراموشی و بی اعتنایی... امان از حرفای جگر سوز وبی احترامی .... اما.............