سفارش تبلیغ
صبا


:: پایگاه‌های منتخب ::

:: لینکستان::




چندی ‌پیش خبری منتشر شد مبنی بر دستگیری فردی به نام « ط‌.م » در فرودگاه امام خمینی که به دنبال آن شبکه العربیه با دستپاچگی نام کامل او را « میرطاهر موسوی » منتشر کرد. واکنش سریع رسانه سعودی علاوه ‌بر تایید اهمیت بازداشت فوق‌الذکر پیام‌های دیگری در خود داشت که از جمله می‌توان به عمق ارتباط شبکه فتنه با رژیم سعودی اشاره کرد    .

 جدای از مساله ارتباط ویژه این فرد با اردشیر امیر‌ارجمند ( رابط گروهک منافقین و مشاور فراری یکی میرحسین موسوی ) از یک‌سو، در سوی دیگر « ط‌.م » عامل ارتباطی عناصری همچون «شیخ‌عبد‌الله نون» بوده است.

 اما «شیخ‌عبد‌الله نون» کیست؟ پاسخ به این سوال و شفاف شدن آن برای مردم از آن جهت اهمیت خواهد داشت که بدانیم « ط.م » مسؤول اجرایی طرح آمریکایی تماس در داخل کشور بوده و به ‌منظور آخرین هماهنگی‌ها و دریافت جدید‌ترین نرم‌افزارها و دستور‌العمل‌های تشکیلاتی و کسب موافقت تشکیلات خارجی نسبت به انتصاب مسؤولان واحدهای مختلف طرح تماس، سرگروه‌ها، رابطان استانی و... به خارج سفر کرده بود که از همان‌جا تحت نظر دستگاه اطلاعاتی کشور بوده و به محض ورود به فرودگاه امام(ره) او را به همراه همه ابزار، اسناد، ادوات فنی و نرم‌افزارهایی که به همراه آورده بود، اسامی افراد تشکیلات، مرتبطان و احزاب و... بازداشت می‌کنند.

 از بازرسی منزل و دیگر اماکن مورد استفاده فرد مرموز دستگیر شده مبالغ کلانی ارز و مقادیر بسیار زیادی سکه‌های طلا که جاسازی شده بودند، کشف شده است. اما شیخ‌عبدالله نون که با این فرد در ارتباط بوده از عناصر رادیکال اصلاح‌طلبان دیروز و فتنه‌گران امروز است که اسناد قابل توجهی از کیفیت ارتباطات وی با « ط. م » به دست آمده است

 به دلیل اهمیت ابعاد این سوژه، لازم است دستگاه اطلاعاتی کشور تصاویر گنجینه طلا و مسکوکات کشف شده را از رسانه ملی پخش کند. شاید همزمانی این کشفیات مهم با اجلاس سران عدم‌تعهد در تهران موجب شده باشد این دستاورد بزرگ آنچنان که شایسته است رسانه‌ای نشود اما بدون‌شک پس از پایان اجلاس تهران ضروری است خیانت خائنان به کشور در معرض افکار عمومی گذاشته شود.




نوشته شده توسط :مرتضی::نظرات دیگران [ نظر]

91/2/29 8:55 ع

دور دوم مذاکرات در سوم خرداد در بغداد برگزار خواهد شد.

واضح و مشخص که آمریکا و هم پیمانانش حاضر نیستند امتیاز دهند و البته ج.ا.ا هم در مقابل حاضر به زیر بار ظلم نخواهد بود.

گذشته از اتفاقات و حرفاهایی که زده می شود ، وظیفه ما به عنوان یک مسلمان ایرانی، مبارزه با تمامی توطئه های دشمن است.

روزی دشمن و جبهه او مشخص بود اما امروز صدای دشمن از جایگاه برخی دوستان دیروز به گوش می رسد. خلاصه کلام اینکه باید به انتظار وعده الهی قدم برداریم.

و نرید انمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین




نوشته شده توسط :مرتضی::نظرات دیگران [ نظر]

به اسفند ماه امسال که برسیم، 2 سال و 9 ماه از عمر فتنه ی 88 گذشته است. تمام داعیه ی غربی ها و دنباله های داخلی آنان در طول این مدت تأکید بر عدم سلامت انتخابات قبل و مخدوش بودن امانت داری نظام بوده ‏است.

با این تفاصیل، برگزاری انتخاباتی با درصد بالای سلامت و رقابت، سناریوی «دروغ بزرگ» جریان فتنه را بیش از پیش برملا ساخته و ته مانده ی اعتماد را هم نسبت به آن‏ها از میان خواهد برد. مهم‏تر آن که «مهر ابطالی»بر «سناریوی تقلب» به عنوان اصلی ترین فرمول غرب برای انقلاب های رنگین و کودتاهای مخملین زده خواهد شد. ت

مامی این دلایل، طرف غربی را به این نتیجه رسانیده است که انتخابات آینده نبایستی بدون چالش برگزار شود.

تجربه ی ناآرامی های فتنه‏ی 88 حامل یک پیام مهم برای مخالفین نظام جمهوری اسلامی بود که در اسفند ماه 90 تمرکز خود را بر آن نهاده اند.

پیام اصلی و نکته ی کلیدی که فتنه ی گذشته به مخالفین نظام داد آن بود که: «تمرکز بر فضای انتخاباتی، مستقل و فراتر از زندهبودن یا نبودن انتخابات است» بر این اساس برخواستن مجدد شبکه های ضدانقلاب در انتخابات پیش رو کم ترین نتیجه اش عدم شرکت عمومی در انتخابات و گسترش ایده های براندازانه و فعال شدن مجدد شبکه های اجتماعی مخالف نظام است.

این تجربه از سوی ایدئولوگ های ضدانقلاب این گونه تفسیر می‏شود که انتخابات پیش رو را بایستی به مثابه ی یک «فرصت سیاسی» نگریست. به این منظور لازم است که تمرکز از «انتخابات» به «فضای انتخاباتی» معطوف گردد.

نشانه های موجود و بسیاری از مستندات حکایت از برنامه ریزی گسترده ی اتاق ‏فکرهای غرب برای تولید چالش امنیتی در انتخابات پیش رو دارند که البته ضعف مفرط شبکه ی اجرایی جریان سبز و سایر عناصر ضدانقلاب امکان تحقق این سناریو را به دغدغه ی جدی طراحان آن تبدیل کرده ‏است.

ناگفته نماند نقش مشکوک و قابل تأمل جریان انحراف برای تولید زودرس چالش امنیتی قابل بررسی است. این جریان با مختصاتی تحریک آمیز به رسانه های پارتیزانی خود مأموریت داده‏ است تا وجود درگیری در سطوح عالی نظام را امری محتوم و نزدیک جلوه دهند.




نوشته شده توسط :مرتضی::نظرات دیگران [ نظر]

سران اصلاحات بارها گفته‌اند، هدف و غایت تلاش آن‌ها این است که اندیشه‌ها و دیدگاه‌هایشان در داخل حکومت پی‌گیری  شود.

مهم نیست که پی‌گیری این اندیشه‌ها از سوی چه جریان و کدام تریبون باشد. شخص «سیدمحمد خاتمی» این مسأله را بارها به عنوان یک آرزو مطرح کرده بود که گفتمان اصلاحات را یک جریان سیاسی دیگر  در برنامه‌ی خویش مطرح کند. حتی زمانی که برخی واژگان مورد استفاده‌ی خاتمی توسط برخی از مقام‌های فعلی تکرار شد، او و دوستانش ژست یک جریان پیروز را گرفتند و گفتند، گفتمان اصلاحات نهادینه شده است.


با وقایع پس از انتخابات 22 خرداد امید می‌رفت که گفتمان غرب‌گرایی و دگراندیشی مجال بروز نخواهد یافت اما در کمال ناباوری یک جریان داخل قدرت، باب مباحثی را گشود که نوعی هم‌داستانی و هم‌سرایی آشکار با فتنه گران بود.

به این دلیل بی‌سبب نیست که یکی از ناظران خبر می‌دهد، خاتمی در جلسه‌ی‌سران مجمع روحانیون نوید داده است، اهداف ما توسط جریان‌های درون جبهه‌ی اصول‌گرا پیش می‌رود یا آن‌که «سعید حجاریان» می‏گوید: «حاکمیّت دوگانه را ما دنبال می‏کردیم اما اکنون این هدف توسط گروهی دیگر در حال اجراست.»


بنابراین بالاترین خدمت جریان انحراف به جریان فتنه این است که شعارها و اندیشه‌های فراموش شده یا مدفون شده‌ی‌آن‌ها را در قالب و عناوین تازه به صحنه آورد. به طور مثال، مهم‌ترین مسأله‌ی علمای اعلام و مراجع معظم تقلید با اصلاح‌طلبان این بود که اباحی‌گری را رواج دادند به این معنا که حساسیّت جامعه و مردم دین‌دار را در برابر رواج نمادهای بی‌دینی و یا ضدارزشی از میان بردند اما شش سال پس از سقوط اصلاح‌طلبان، سفره‌ی تسامح و تساهل توسط حلقه‌ای از اطرافیان رییس جمهور در حوزه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی گسترده شده است.


جریان انحراف نیز همانند اصلاح‌طلبان مدعی است، هیچ مسؤولیتی در قبال اسلامی کردن فضای جامعه ندارد و دریغ، سخنی که تا دیروز از زبان سران اصلاحات شنیده می‌شد، اکنون اطرافیان رییس جمهور بر زبان جاری می‌سازند؛ آن‌ها آشکارا اعلام می‌کنند، مسایل دینی جامعه به ما چه ربطی دارد و مسؤولیت حوزه‌ی ارزشی جامعه به عهده‌ی علماست.

آن‌ها با بروز هر اتفاقی در عرصه‌ی ارزش‌های جامعه، توپ را به زمین حوزه‌ی علمیّه یا سازمان تبلیغات اسلامی، مساجد، منابر و حتی صدا و سیما می‌اندازند. حتی تناقضاتی که در این زمینه در نگرش اصلاح طلبان وجود داشت، اکنون در اندیشه‌ی جریان انحراف نیز به چشم می‌خورد.

در این تناقض، جریان انحراف از یک سو حوزه‌های دینی را مسؤول حفظ سیمای ارزشی جامعه می‌شمارد و از سوی دیگر برای کند کردن سلاح امر به معروف می‌گوید: «نباید به جوان و جامعه امر و نهی کرد؛ جوان و جامعه خود راه سعادت را می‌شناسد و نیازمند هیچ نسخه‌ای نیست.»

به این صورت حضور و وجود روحانیّت و پیشگامان هدایت جامعه را زیر سؤال می‌برد. این که هر آن‌چه مردم پسندند حقیقت همان‌جاست، اندیشه‌ای است که سر از اومانیسم در می‌آورد که به نظر می‌آید یکی دیگر از وجوه مشترک دیدگاه جریان انحراف و اصحاب فتنه است. سخنی که دیروز شاید از زبان امثال «عطا مهاجرانی» شنیده می‌شد، اکنون از دستیار لیدر جریان انحراف در مرکز میراث فرهنگی شنیده می‌شود که: «چه کسی می‏گوید موسیقی حرام است؟»


با این محاسبه می‌توان دریافت، چرا برخی از بزرگان می‌گویند، جریان انحراف، تداوم اصلاحات است؛ در لباس و لوای گروهی جدید. هر دو گروه، نهادهای انقلابی، بزرگان دینی و به کل نظام ارزشی را متهم می‌کنند که نشاط و شادابی جامعه را سلب می‌کند. مدیر منصوب جریان انحراف در میراث فرهنگی می‌گوید: «می‏خواستیم جشن مهمانی نوروز را برگزار کنیم، بیانیّه دادند که اسلام در خطر است. بگذارید مردم شاد باشند و به شادی بپردازند؛ این قدر به مردم سخت نگیرید. اسلام دین آزادی است.»




نوشته شده توسط :مرتضی::نظرات دیگران [ نظر]

90/5/19 6:35 ع

جریان فتنه پس از حوادث انتخابات 22 خرداد 88 از صحنه‌ی سیاست رانده شد.

نظام اسلامی، استراتژی روشنی در قبال این جریان اتخاذ کرد. برپایه‌ی این استراتژی این جریان برای بازگشت به صحنه می‌بایست مواضع خویش را اصلاح می‌کرد. اما جریان اصلاح‌طلب برای آن‌که از چشم اندک هواداران خویش نیفتد، حاضر نشد فرآیند اصلاح مواضع را طی کند.

سران این جریان دریافته‌اند، پذیرش رویگردانی از مواضع گذشته، اعتراف به شکست و پذیرش مسؤولیّت اتفاقاتی است که به قیمتی گران برای جامعه و نظام تمام شد.


پس از این ماجرا، سران جریان فتنه در پی یک راه میانبر رفتند. این راه میانبر اولین بار در قالب اظهارنظر پشت صحنه‌ی امثال «حجاریان» و «خاتمی» برای بازگشت به صحنه‌ی سیاست خودنمایی کرد.

راه میانبر این است که این جریان رانده شده، وارد ائتلاف با گروه‌های درون نظام شود و به ویژه در ایام انتخابات زیر بیرق جریان منحرف به میدان رقابت بیاید. گروه‌های تندروی اصلاح‌طلبان یعنی «مشارکت» و «سازمان مجاهدین» این تاکتیک را در گذشته به اشکال دیگر آزموده‌اند.

این دو گروه اغلب با شعار و پرچم یکی از سران درون قدرت وارد میدان رقابت شدند. دست کم در ایام انتخابات، با نگاه به شعارهای انتخاباتی آن‌ها می‌توان فهمید این جریان از مؤلفه‌های فکری خویش نظیر لیبرالیسم یا پلورالیسم بهره نگرفته است بلکه شعارهای خویش را از میان گروه‌هایی که زمانی خط امام(ره) خوانده می‌شدند، وام گرفته است.


نگاهی به استراتژی این جریان در دوره‌های انتخاباتی، گویای این واقعیّت است که آن‌ها در هر دوره‌ای از چهره‌های درون نظام برای قرار گرفتن در سکوی انتخابات بهره گرفته‌اند. به طور مثال آن‌ها در دوره‌ای از رییس وقت مجلس یا رییس جمهور وقت یا رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای خزیدن به میدان سیاست بهره گرفته‌اند. هم اکنون نیز این راهبرد با شکل و شمایل تازه‌ای در حال باز سازی و عملیاتی شدن است.




نوشته شده توسط :مرتضی::نظرات دیگران [ نظر]

   1   2   3   4   5   >>   >